<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/" xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom" version="2.0">
  <channel>
    <title>نشریه آیین حکمرانی</title>
    <link>https://aeinehokmrani.iict.ac.ir/</link>
    <description>نشریه آیین حکمرانی</description>
    <atom:link href="" rel="self" type="application/rss+xml"/>
    <language>fa</language>
    <sy:updatePeriod>daily</sy:updatePeriod>
    <sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
    <pubDate>Mon, 22 Jun 2026 00:00:00 +0330</pubDate>
    <lastBuildDate>Mon, 22 Jun 2026 00:00:00 +0330</lastBuildDate>
    <item>
      <title>استخراج و تحلیل مؤلفه‌های حکمرانی اسلامی از منظر قرآن کریم در سیره حضرت سلیمان(ع)</title>
      <link>https://aeinehokmrani.iict.ac.ir/article_738992.html</link>
      <description>به‌‌رغم تأکید قرآن کریم بر الگوهای حکمرانی انبیاء، خلأ مطالعات نظام‌مند در تبدیل این روایت‌ها به مدل‌های کاربردیِ حکمروایی محسوس است. این پژوهش با هدف ارائه الگویی از حکمرانی اسلامی بر پایه روایت‌های قرآنی سیره حضرت سلیمان(ع)، به تحلیل مضامین حکمرانی در چهار بُعد اعتقادی، اخلاقی، فقهی و تجربی می‌پردازد. این تحقیق با روش ترکیبی &amp;amp;laquo;تحلیل مفهومی&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;تحلیل مضمون&amp;amp;raquo;، آیات مرتبط با حکمرانی حضرت سلیمان(ع) را در سوره‌های نمل، ص، سبأ و... بررسی کرده و داده‌ها را در قالب مضامین پایه، سازمان‌دهنده و فراگیر کدگذاری نموده است. یافته‌ها نشان می‌دهد که حکمرانی سلیمان (ع) بر پایه چهار بُعد کلیدی استوار است: بُعد اعتقادی(مشروعیت الهی حکومت مبتنی بر توحید افعالی و امانت‌داری در قدرت)، بُعد اخلاقی (نهادینه‌سازی فضایلی همچون شکرگزاری، انتقادپذیری و تواضع به‌عنوان مکانیسم‌های خودتنظیم‌گر)، بُعد فقهی (حاکمیت شریعت در قالب دیپلماسی توحیدمحور و عدالت توزیعی)، بُعد تجربی (بهره‌گیری از عقلانیت ابزاری در مدیریت منابع، سیستم اطلاعاتی پیشرفته، و دیپلماسی هوشمند.) این ابعاد در تعامل دیالکتیکی، الگویی یکپارچه از &amp;amp;laquo;حکمرانی توحیدی&amp;amp;raquo; ارائه می‌دهند که در آن، کارآمدی نظام‌مند در خدمت تحقق عدالت الهی قرار می‌گیرد. دستاورد این پژوهش، علاوه بر غنابخشی به ادبیات نظری حکمرانی اسلامی، چارچوبی عملیاتی برای مواجهه با چالش‌های معاصر مانند تعامل با جهانی‌شدن، مبارزه با فساد اداری و تقویت مشروعیت مردمی فراهم می‌کند. این مطالعه اثبات می‌کند که قرآن کریم نه تنها منبعی برای هدایت فردی، بلکه سندی زنده برای طراحی نظام‌های سیاسیِ مبتنی بر ارزش‌های الهی است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>از حکمرانی دستوری تا حکمرانی رفتاری؛ راهبردهای گذار در حکمرانی فضای مجازی جمهوری اسلامی ایران</title>
      <link>https://aeinehokmrani.iict.ac.ir/article_738619.html</link>
      <description>تحول شتابان فناوری‌های ارتباطی، پیچیده‌تر شدن زیست‌بوم دیجیتال و تغییرات اجتماعی و نسلیِ کاربران، ضرورت بازاندیشی در شیوه‌های مداخله و تنظیم‌گری دولت در فضای مجازی را بیش از پیش آشکار ساخته است. این پژوهش با هدف تبیین راهبردهای گذار از حکمرانی دستوری به حکمرانی رفتاری در فضای مجازی جمهوری اسلامی ایران و ارائه الگویی بومی برای ارتقای کارآمدی، مشروعیت و پایداری حکمرانی در این حوزه انجام شده است. بر این اساس، مسئله اصلی پژوهش آن است که در شرایط کاهش اثربخشی الگوهای مبتنی بر کنترل مستقیم، انسداد و مداخله سخت، چه راهبردها و سازوکارهایی می‌تواند زمینه گذار به حکمرانی رفتاری را فراهم سازد و این گذار در بستر نهادی و فرهنگی ایران بر چه مؤلفه‌هایی استوار است.پژوهش حاضر با رویکردی کیفی و با بهره‌گیری از روش نظریه داده‌بنیاد اشتراوس و کوربین انجام شده است. داده‌ها از طریق ۲۸ مصاحبه عمیق نیمه‌ساخت‌یافته با سیاست‌گذاران، مدیران و متخصصان حوزه فضای مجازی گردآوری و سپس در فرایند کدگذاری باز، محوری و انتخابی تحلیل شده‌اند تا ابعاد، شرایط و پیامدهای الگوی مطلوب حکمرانی رفتاری استخراج شود.یافته‌ها نشان می‌دهد کاهش کارآمدی حکمرانی دستوری تحت تأثیر مجموعه‌ای از عوامل علّی و زمینه‌ای، از جمله تحولات نسلی، گریزناپذیری فناوری‌های نوین، افزایش هزینه‌های نظارت و کنترل، و محدود شدن ظرفیت مداخلات سخت شکل گرفته است. در مقابل، راهبردهایی چون طراحی معماری انتخاب، بهره‌گیری از تلنگرهای رفتاری، تنظیم‌گری الگوریتمی، تقویت مسئولیت‌پذیری پلتفرم‌ها و توسعه سازوکارهای خودتنظیمی، ظرفیت بالایی برای افزایش اثربخشی حکمرانی دارند. در نتیجه، حکمرانی رفتاری نه به معنای نفی اقتدار حاکمیتی، بلکه به منزله بازتعریف شیوه اعمال آن در راستای کاهش هزینه‌های اجتماعی، افزایش همکاری ذی‌نفعان و ارتقای کارایی سیاست‌گذاری و همچنین پایداری کاربران در تبعیت از سیاست‌ها در فضای مجازی است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>نظام‌ فرهنگی در افق حکمرانی فرهنگی اسلامی</title>
      <link>https://aeinehokmrani.iict.ac.ir/article_736381.html</link>
      <description>نظام فرهنگی در اندیشۀ اسلامی، صرفاً مجموعه‌ای از نمادها، آیین‌ها یا الگوهای رفتاری نیست، بلکه سازواره‌ای معرفتی، هنجاری و جهت‌ساز است که با تولید معنا، سامان‌دهی ارزش‌ها و ایجاد انسجام اجتماعی، بنیان اصلی حکمرانی و حیات تمدنی را شکل می‌دهد. این نظام، برخلاف تلقی‌های تقلیل‌گرایانۀ رایج در علوم اجتماعی مدرن، امری نمادین، روبنایی یا تابع ساختارهای اقتصادی و سیاسی نیست، بلکه لایۀ بنیادین هدایت اجتماعی و منشأ مشروعیت، هویت و نظم فرهنگی به‌شمار می‌آید. پژوهش حاضر با طرح این پرسش که طراحی و بازتولید نظام فرهنگی اسلامی در افق حکمرانی فرهنگی چگونه امکان‌پذیر است؟ به بررسی مبانی هستی‌شناختی، معرفت‌شناختی و انسان‌شناختی فرهنگ در اسلام و نیز نسبت آن با نظام اجتماعی و حکمرانی فرهنگی می‌پردازد. در این راستا، ضمن نقد مبانی سکولار و انسان‌محور نظریه‌های مدرن فرهنگی، ظرفیت اجتهاد تمدنی به‌عنوان چارچوبی روشمند برای استخراج اصول پایدار، قواعد کنشی و الگوهای نهادی فرهنگ اسلامی تبیین شده است. یافته‌ها نشان می‌دهد که تحقق حکمرانی فرهنگی اسلامی مستلزم پیوند میان وحی، عقلانیت اجتهادی و تجربه تاریخی جامعه اسلامی است و بدون برخورداری از نظریه‌پردازی بومی، امکان طراحی نظام فرهنگی کارآمد و تمدن‌ساز فراهم نخواهد شد. همچنین نظام فرهنگی اسلامی تنها در صورتی می‌تواند در سطح حکمرانی اثرگذار باشد که بتواند ارزش‌ها و معانی بنیادین را به نهادها، سیاست‌ها و سازوکارهای اجرایی ترجمه کند و میان عناصر ثابت دینی و مقتضیات متغیر اجتماعی توازن برقرار سازد. این مقاله با روش توصیفی ـ تحلیلی و مبتنی بر مطالعات اسنادی، درصدد فراهم‌آوردن بنیان‌های نظری لازم برای تبیین الگوی حکمرانی فرهنگی اسلامی و بازاندیشی در سازوکارهای تحقق آن در سطح کلان اجتماعی و تمدنی است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>مبانی هستی شناسی حکمرانی سیاسی در قرآن کریم</title>
      <link>https://aeinehokmrani.iict.ac.ir/article_741552.html</link>
      <description>چکیدهحکمرانی سیاسی در اندیشه تابناک قرآن کریم، برخلاف الگوهای رایج مادی‌گرا، صرفاً یک سازوکار اجرایی یا قراردادی نیست؛ بلکه بازتابی عمیق از نظام باورها و ادراک انسان نسبت به حقیقت هستی است که پیوندی ناگسستنی میان نظام تکوین و تشریع برقرار می‌سازد. درک ناقص این مبانی، فهم منشأ قدرت، غایت سیاست و نسبت حاکمیت با انسان و جهان را ابتر می‌سازد. از این رو، مسأله اساسی این پژوهش، شناسایی و تحلیل مبانی هستی‌شناختی حکمرانی سیاسی در قرآن و کشف چگونگی گذار از این حقایق وحیانی به یک الگوی ساختارمند سیاسی است. این پژوهش با روش توصیفی-تحلیلی و با اتکا بر تحلیل مفهومی و تفسیر موضوعی آیات قرآن، به واکاوی عناصر بنیادینی چون توحید، ربوبیت، مُلک، حُکم، و خلافت الهی انسان پرداخته است. یافته‌ها نشان می‌دهد که حکمرانی سیاسی در منطق قرآن، ریشه در حاکمیت تکوینی و تشریعی خداوند دارد. بر این اساس، مشروعیت سیاسی، در عین اینکه اصالتاً الهی و مبتنی بر حقانیت است، در ساحت عمل با مقبولیت مردمی پیوند می‌خورد. این پایگاه مستحکم هستی‌شناختی، اصول بنیادینی چون عدالت‌محوری، هدایت‌گرایی، مسئولیت‌پذیری و جهت‌گیری اخلاقی قدرت را تثبیت کرده و غایت نهایی خود را شکوفایی فطرت و هدایت انسان به سوی کمال در چارچوب عبودیت الهی تعریف می‌کند.واژگان کلیدی:مبانی هستی‌شناسی، قرآن کریم، اندیشه سیاسی، حکمرانی سیاسی، حاکمیت الهی</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل ساحت‌های عرفان تمدنی در منظومه فکری امام خمینی(ره) از نظریه وحدت وجود اجتماعی تا الگوی حکمرانی عرفانی</title>
      <link>https://aeinehokmrani.iict.ac.ir/article_735217.html</link>
      <description>مقاله با رویکردی تحلیلی-توصیفی به بررسی نظام‌مند مؤلفه‌های عرفان تمدنی در منظومه فکری امام خمینی(ره) می‌پردازد. در شرایط کنونی که جهان اسلام با چالش‌های هویتی و تمدنی مواجه است، بازخوانی اندیشه‌های امام به عنوان معمار تمدن نوین اسلامی از ضرورت‌های پژوهشی محسوب می‌شود. این مطالعه با تمرکز بر تحلیل اسفار اربعه، به ویژه سفر سوم (سیر من الحق الی الخلق بالحق) و سفر چهارم (سیر فی الخلق بالحق)، در پی پاسخ به این پرسش اساسی است که چگونه می‌توان میان سلوک عرفانی و مسئولیت‌های اجتماعی در فرآیند تمدن‌سازی پیوند برقرار کرد. یافته‌های نوشتار که با روش تحلیلی توصیفی صورتبندی شد، نشانگر آن است که عرفان تمدنی در اندیشه امام دارای ساحت سه‌بعدی است: درساحت شناختی، با محوریت مفهوم "وحدت وجود اجتماعی"؛ درساحت تربیتی، با تأکید بر "مسئولیت‌پذیری سیاسی" به عنوان تجلی سفر سوم؛ و در ساحت عملیاتی، با شاخصه‌های "حکمرانی عرفانی"، "مردمی‌سازی عرفان" و "جهاد اجتماعی" که در سفر چهارم تجلی یافته‌اند. بدین سان مهم‌ترین دستاورد این پژوهش، طراحی "مدل یکپارچه حکمرانی عرفان تمدنی" در پنج سطح است که سطوح فلسفی، سلوکی، فقهی، مدیریتی و تمدنی را دربرمی‌گیرد.این مدل از یک سو پاسخگوی نیازهای نظری حوزه علوم انسانی اسلامی است و از سوی دیگر، قابلیت تبدیل به برنامه‌های عملی در عرصه‌های فرهنگی و اجتماعی را داراست.</description>
    </item>
    <item>
      <title>حکمرانی امنیت روانی در جنگ شناختی از منظر مقام معظم رهبری</title>
      <link>https://aeinehokmrani.iict.ac.ir/article_735254.html</link>
      <description>تشدید جنگ شناختی در دهه‌های اخیر، امنیت روانی جامعه را به یکی از کانونی‌ترین چالش‌های حکمرانی معاصر تبدیل کرده است. با وجود گسترش ادبیات امنیت نرم و جنگ شناختی، بررسی امنیت روانی عمدتاً در سطح فردی یا توصیفی باقی مانده و خلأیی جدی در تبیین جایگاه آن به‌عنوان یک مقوله حکمرانی و یک ضرورت ساختاری احساس می‌شود. مسئله اصلی این پژوهش آن است که امنیت روانی در منظومه فکری مقام معظم رهبری در بستر جنگ شناختی چگونه صورت‌بندی می‌شود و چه الزامات حکمرانی‌ای برای تأمین و پایداری آن وجود دارد. نوآوری پژوهش در آن است که امنیت روانی را نه یک پیامد ثانویه، بلکه یک متغیر راهبردی حکمرانی دانسته و آن را در قالب یک الگوی مفهومی برهان‌محور بازسازی می‌کند.هدف این پژوهش، تبیین مفهوم امنیت روانی از منظر مقام معظم رهبری و استخراج الزامات حکمرانی لازم برای صیانت و بازتولید آن در بستر جنگ شناختی است. پژوهش با رویکرد کیفی و با استفاده از روش تحلیل مضمون و تحلیل گفتمان راهبردی انجام شده و مجموعه‌ای نظام‌مند از بیانات مقام معظم رهبری در بازه زمانی ۱۳۷۰ تا ۱۴۰۳ به‌عنوان داده‌های پژوهش تحلیل شده است. مسیر تحلیل شامل شناسایی مؤلفه‌های مفهومی امنیت روانی، صورت‌بندی سازوکارهای تهدید آن در جنگ شناختی و استنتاج الزامات حکمرانی متناظر با این تهدیدات است.نتایج پژوهش نشان می‌دهد که امنیت روانی در منظومه فکری رهبری مفهومی چندبعدی و ساختاری است که بر مؤلفه‌هایی چون اعتماد عمومی، امید اجتماعی، آرامش ذهنی، انسجام معنایی و مصونیت ادراکی استوار است. یافته‌ها همچنین حاکی از آن است که جنگ شناختی با تمرکز بر تحریف روایت، عملیات رسانه‌ای و سیاه‌نمایی، این مؤلفه‌ها را هدف قرار می‌دهد. بر این اساس، حکمرانی مطلوب برای تأمین امنیت روانی مستلزم رویکردی روایی، فعال، شفاف و اقناعی است که در قالب یک الگوی مفهومی حکمرانی امنیت روانی قابل صورت‌بندی است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>چارچوب حکمرانی قرآنی بر پایه مفهوم &amp;laquo;ولی&amp;raquo; با تأکید بر تفسیر تسنیم</title>
      <link>https://aeinehokmrani.iict.ac.ir/article_739070.html</link>
      <description>مسئلۀ حکمرانی بومی در ایران با وجود رواج روزافزون واژه &amp;amp;laquo;حکمرانی&amp;amp;raquo; در محافل علمی و اجرایی، همچنان از ابهام مفهومی و غفلت از منابع هویتی رنج می‌برد. پژوهش حاضر درصدد تدوین چارچوبی نظری برای حکمرانی قرآنی، با مراجعه به قرآن کریم به‌عنوان منبع اصیل هویتی جامعۀ ایرانی&amp;amp;ndash;اسلامی است. مسئله اصلی آن است که قرآن کریم، چه پاسخی به پرسش‌های بنیادین ادبیات متعارف حکمرانی (چیستی و ضرورت، نسبت با آزادی، الگوی مطلوب اعمال اقتدار، اولویت کارگزار یا ساختار و وحدت یا تعدد مراکز قدرت) می‌دهد. بر این اساس با تکیه بر واژۀ کلیدی &amp;amp;laquo;ولی&amp;amp;raquo; و با تمرکز بر تفسیر &amp;amp;laquo;تسنیم&amp;amp;raquo; آیت‌الله جوادی آملی، سعی بر بازتعریف الگوی مطلوب حکمرانی اسلامی شده است. پژوهش با روش &amp;amp;laquo;تحقیق موضوعی در قرآن&amp;amp;raquo; و همچنین روش گروه کانونی با حضور متخصان علوم قرآنی و حکمرانی انجام شده است. یافته ‌ها حاکی از آن است که مفهوم &amp;amp;laquo;ولایت&amp;amp;raquo;، هم‌ارز عنصر بنیادین حکمرانی (چینش روابط اقتدار) است و قرآن، انسان را در چهار سطح (ارتباط با نفس، خداوند، طبیعت و اجتماع) ناچار از قرارگیری در دایرۀ نوعی ولایت می‌داند. این نگاه، مسئلۀ &amp;amp;laquo;آزادی&amp;amp;raquo; را از &amp;amp;laquo;رهایی مطلق&amp;amp;raquo; به &amp;amp;laquo;انتخاب آگاهانۀ ولیّ&amp;amp;raquo; تغییر می‌دهد. همچنین قرآن با ترسیم دوگانگی &amp;amp;laquo;ولایت الهی&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;ولایت غیر الهی&amp;amp;raquo; و تمایز ابزارهای آن‌ها (آگاهی‌بخشی و کرامت‌بخشی در برابر فریب و استخفاف)، الگوی مطلوب را از نامطلوب متمایز می‌سازد. ازسوی‌دیگر، بر &amp;amp;laquo;اصالت شخص ولیّ&amp;amp;raquo; در برابر &amp;amp;laquo;فرع بودن شیوه‌ها و ساختارها&amp;amp;raquo; تأکید شده و &amp;amp;laquo;وحدت ولایت&amp;amp;raquo; به‌عنوان اصل بنیادین طراحی ساختارهای اجتماعی مطرح شده است. این چارچوب در برابر برخی از الگوهای رایج حکمرانی مدرن که بر اختفاء حکمران و مخفی ‌سازی مناسبات قدرت استوارند، پارادایمی بدیل ارائه می‌دهد که بر &amp;amp;laquo;آشکارسازی ولی الهی&amp;amp;raquo; تأکید دارد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل انتقادی طرح ملی امین در حکمرانی تعلیم و تربیت اسلامی با تأکید بر نقش مبلغان در بازتولید سرمایه اجتماعی مدارس ایران</title>
      <link>https://aeinehokmrani.iict.ac.ir/article_741330.html</link>
      <description>پژوهش حاضر با هدف تحلیل انتقادی طرح ملی امین و بازاندیشی در نقش مبلغان دینی در مدارس ایران انجام شده است. طرح امین به‌عنوان یکی از سیاست‌های کلان حکمرانی تعلیم‌وتربیت اسلامی، با هدف ارتقای هویت دینی، گسترش ارزش‌های اخلاقی و تقویت سرمایه اجتماعی دانش‌آموزان در مدارس اجرا می‌شود. روش تحقیق حاضر، کمی و پیمایشی بوده و جامعه آماری شامل کلیه مبلغان مدارس طرح امین در استان فارس است. با استفاده از نمونه‌گیری خوشه‌ای چندمرحله‌ای، تعداد ۴۷۹ نفر از مبلغان انتخاب و داده‌ها از طریق پرسشنامه محقق‌ساخته با ۲۰ گویه در طیف لیکرت پنج‌درجه‌ای گردآوری شد. پایایی ابزار با ضریب آلفای کرونباخ 0.94 تأیید گردید که نشان‌دهنده انسجام درونی بالای گویه‌هاست. یافته‌ها نشان داد که همکاری مدیران و کادر مدارس با مبلغان در سطح مطلوب ارزیابی می‌شود و روابط عاطفی میان مبلغان و دانش‌آموزان بسیار قوی است؛ با این حال، کمبود امکانات فرهنگی، محدودیت در ابزارهای چندرسانه‌ای و ضعف در ارتباط نظام‌مند با والدین از چالش‌های اساسی اجرای طرح محسوب می‌شود. تحلیل نتایج در چارچوب نظریه سرمایه اجتماعی نشان داد که اگرچه سرمایه اجتماعی پیوندی در سطح مدرسه تقویت شده است، اما سرمایه اجتماعی پل‌ساز و نهادی به دلیل ضعف ارتباط با والدین و فقدان حمایت ساختاری کافی، همچنان نیازمند تقویت است. بر این اساس، پژوهش حاضر ضمن ارائه راهکارهای سیاستی و مقایسه تطبیقی با تجارب بین‌المللی، تصویری جامع و راهبردی از مسیر پیش‌روی طرح امین در نظام آموزشی ایران ترسیم می‌کند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تبیین اصول و معیارهای حکمرانی مطلوب فضیلت مدار از منظر قران کریم</title>
      <link>https://aeinehokmrani.iict.ac.ir/article_741534.html</link>
      <description>تبیین اصول و معیارهای حکمرانی فضیلت‌مدار از منظر قرآن کریم و شناسایی تمایزات آن با الگوهای رایج، مسئله اصلی این پژوهش است. سؤال اصلی پژوهش&amp;amp;laquo;اصول و معیارهای بنیادین حکمرانی فضیلت‌مدار در قرآن کریم کدام‌اند و چه تمایز غایت‌شناختی و معرفتی با الگوهای رایج دارند؟&amp;amp;raquo; به نظر می‌رسد قرآن کریم، حکمرانی مطلوب را نه صرفاً در کارایی اقتصادی و منافع مادی، بلکه در گرو تحقق فضایل اخلاقی متعالی مبتنی بر وحی تعریف می‌کند؛ و این فضیلت‌مداری، برخلاف رویکرد سکولار که فضیلت را ابزاری برای منافع دنیوی می‌داند، غایت و جوهره ذاتی نظام تدبیر جامعه برای قرب الهی است. روش‌شناسی پژوهش ترکیبی از تحلیل محتوای کیفی و تفسیر موضوعی استنطاقی انجام شده است. بدین منظور، سنجه‌های عام حکمرانی مطلوب (شامل حاکمیت قانون، شفافیت، مسئولیت‌پذیری، مشارکت و عدالت) از ادبیات نظری احصاء و سپس با مراجعه به آیات قرآن و استنطاق از آن، اصول قرآنی استخراج شده است.یافته‌های تحقیق نشان می‌دهد هرچند اصول ذکرشده با سنجه‌های الگوهای رایج اشتراک لفظی دارند اما اصول یادشده در قرآن، در سه سطح با الگوهای غربی تمایز معناداری دارند: در سطح معرفت‌شناختی، قرآن این اصول را از وحی و فطرت توحیدی استخراج می‌کند، برخلاف الگوی سکولار آنها را برآمده از عرف عقلایی می‌داند. در سطح کارکردی، الگوی غربی این اصول را صرفا برای بهبود کارایی، اثربخشی نظام به‌کار می‌گیرد، اما الگوی قرانی، آنها را برای تحقق &amp;amp;laquo;قسط&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;تزکیه&amp;amp;raquo; و زمینه‌سازی برای عبودیت الهی به کار می‌بندد. در سطح غایی نیز الگوی سکولار، سعادت را در کسب مادی و آرامش دنیوی جستجو می‌کند، در حالی‌که الگوی قرآنی، توسعه دنیوی را پلی برای سعادت اخروی و قرب الهی می‌داند. همچنین تحلیل انتقادی پژوهش نشان می‌دهد که الگوی حکمرانی مطلوب غربی با فروکاستن فضیلت به کارایی اقتصادی، ابهامات مفهومی، نادیده‌انگاشتن ارزش‌های دینی در ارزیابی‌ها، و تبدیل‌شدن به ابزاری برای سلطه‌گری، فاقد کارآمدی برای جوامع اسلامی است. </description>
    </item>
    <item>
      <title>شاخصه های اعتقادی و اخلاقی کارگزاران در حکمرانی اسلامی در اندیشه شهید آیت الله خامنه &amp;shy;ای (قدس الله نفسه الزکیه)</title>
      <link>https://aeinehokmrani.iict.ac.ir/article_738994.html</link>
      <description>حکمرانی اسلامی، در اندیشه‌ی شهید آیت‌الله خامنه‌ای (قدس الله نفسه الزکیه)، فراتر از یک چارچوب سیاسی ساختاری، یک نظام معرفتی عملی است که ریشه در رسالت پیامبران داشته و با اتکا به کتاب الهی، هدایت جامعه را در چارچوب عدالت، توحید و کرامت انسانی تحقق می‌بخشد. از این رو، تحقق نظام اسلامی، به‌ویژه در عصر تحولات جهانی و چالش‌های داخلی، وابسته به حضور کارگزارانی است که نه‌تنها در سطح تخصص و کارایی، بلکه در سطح اعتقاد، اخلاق و بینش، در تراز آرمان‌های انقلاب ایستاده باشنداین پژوهش با هدف پاسخ به سؤال اصلی&amp;amp;laquo;شاخصه‌های اعتقادی و اخلاقی کارگزاران در حکمرانی اسلامی، بر اساس اندیشه رهبر شهید انقلاب اسلامی، چیست و چگونه در تحقق اهداف حکمرانی اسلامی موثر میباشند ؟&amp;amp;raquo; به منظور پاسخ به این پرسش از روش تحلیل مضمون و بر اساس بیانات مستقیم معظم‌له استفاده شده است. در این روش، کدهای اولیه استخراج، مضامین سازمان‌دهی و نهایتاً شبکه‌ی مفاهیم فراگیر ترسیم گردید. یافته‌ها دو دسته اصلی را آشکار می‌سازد: (۱) سلامت اعتقادی شامل اعتقاد به خداوند و سنت‌های الهی، پایبندی به آرمان‌های نظام و قانون اساسی، اعتقاد به تقدس فعالیت در نظام اسلامی، تکلیف‌گرایی همراه با توجه به نتیجه، باور به ظرفیت‌های داخلی به‌ویژه جوانان و هوشیاری ایمانی در برابر دشمن؛ و (۲) سلامت اخلاقی و معنوی شامل تطبیق رفتار با شرع، توکل به خدا و شجاعت عمل، اخلاص و کسب رضای الهی، تقوا و پرهیز از غفلت، انس با قرآن و نیایش، زهد و بی‌غرتی از دنیا، روحیه‌ی جهادیانقلابی و حسن‌ظن سازنده. این شاخصه‌ها، به‌صورت متقابل و انداره‌ای با یکدیگر در پیوندند و پایه‌ی تحقق حکمرانی اسلامی حقیقی هستند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>حکمرانی فرهنگی و بازنمایی سبک زندگی: تحلیل فرایندی کنشگری زنان اثرگذار در فضای مجازی</title>
      <link>https://aeinehokmrani.iict.ac.ir/article_735915.html</link>
      <description>تحولات پرشتاب اجتماعی و فرهنگی در ایران، فضای مجازی را به یکی از عرصه‌های کلیدی حکمرانی فرهنگی تبدیل کرده است. در این میان، اینستاگرام با محوریت کنشگری زنان اثرگذار، نقش مهمی در بازنمایی، شکل‌دهی و تثبیت الگوهای سبک زندگی ایفا می‌کند. بااین‌حال، فرایندهای اجتماعی-فرهنگی مؤثر بر شکل‌گیری و تثبیت این سبک زندگی و منطق اثرگذاری آن‌ها، کمتر به‌صورت تبیینی و فرایندی مورد بررسی قرار گرفته است. هدف پژوهش حاضر تبیین این فرایندها و همچنین فهم منطق این اثرگذاری در بستر جامعه ایرانی است. مسئله اصلی پژوهش آن است که کنشگری زنان اثرگذار در اینستاگرام، ازطریق چه فرایندهای اجتماعی-فرهنگیُ به شکل‌گیری و بازتعریف سبک زندگی در جامعه ایران منجر می‌شود و چه پیامدهایی برای حکمرانی فرهنگی دارد. این مطالعه با رویکرد کیفی و با بهره‌گیری از روش تحلیل مضمون، به شناسایی ۴۴۳ زن اثرگذار در فضای مجازی پرداخته و داده‌های مربوط به ۳۰۰ نفر از آنان را به‌صورت عمیق بررسی کرده است. یافته‌ها نشان می‌دهد که سبک زندگی اینستاگرامی را می‌توان در سه سطح تحلیل کرد: نخست، عرصه‌ها و بسترهای تغییر سبک زندگی؛ دوم، سازوکارهای مسلط اثرگذاری شامل بدن‌محوری، نمایش‌گری زندگی روزمره، مصرف‌گرایی تجملی و مرجعیت زیست‌بومی؛ و سوم، پیامدهای اجتماعی-فرهنگی حاصل از این فرایندها. نتایج پژوهش نشان می‌دهد که سبک زندگی ترویج‌شده در اینستاگرام حاصل فرایندی چندلایه، تدریجی و انباشتی از بازنمایی و معنا‌سازی است که مرجعیت‌های فرهنگی را به‌صورت غیررسمی جابه‌جا می‌کند. بر این اساس، حکمرانی مؤثر در این حوزه مستلزم عبور از رویکردهای توصیفی و حرکت به‌سوی مدل‌های تحلیلی فرایندمحور و مبتنی‌بر شواهد است؛ رویکردی که می‌تواند زمینه تنظیم سیاست‌های فرهنگی و مدیریت پیامدهای اجتماعی سبک زندگی اینستاگرامی را فراهم سازد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی &amp;laquo;نظریه حکمرانی مطلوب&amp;raquo; با روش تحلیل سوات</title>
      <link>https://aeinehokmrani.iict.ac.ir/article_741537.html</link>
      <description>در دنیای پیچیده و در حال تحول امروز، دستیابی به کارآمدی در اداره امور عمومی مستلزم به‌کارگیری الگوهای حکمرانی نوین است. &amp;amp;laquo;نظریه حکمرانی مطلوب&amp;amp;raquo; به‌عنوان یکی از پارادایم‌های مطرح در مدیریت دولتی، با تأکید بر شاخص‌هایی همچون پاسخگویی، قانون‌مداری و شفافیت، مورد توجه بسیاری از نظام‌های سیاسی قرار گرفته است. پژوهش حاضر با هدف بررسی دقیق ابعاد این نظریه و ارزیابی دستاوردهای آن در بهبود فرآیندهای حکمرانی تدوین شده است. پرسش اصلی این است که به‌کارگیری نظریه حکمرانی مطلوب چه نتایج و پیامدهایی در ارتقای کیفیت حکمرانی به همراه دارد؟برای پاسخ به این پرسش، از ابزار تحلیلی &amp;amp;laquo;سوات&amp;amp;raquo; (SWOT) به‌عنوان یکی از روش‌های کارآمد تحلیل مدیریت استفاده شده است تا نقاط قوت، ضعف، فرصت‌ها و تهدیدهای پیاده‌سازی این نظریه تبیین گردد. این پژوهش از نظر روش‌شناسی، توصیفی-تحلیلی بوده و داده‌های مورد نیاز با استفاده از روش کتابخانه‌ای گردآوری شده‌اند. فرضیه بنیادین مقاله بر این استوار است که پیاده‌سازی نظریه حکمرانی مطلوب، فارغ از توجه به بوم‌شناسی سیاسی، فرهنگی و مقتضیات بومی، با شکست مواجه خواهد شد. بنابراین، امکان کپی‌برداری یا تقلید محض از الگوهای موفق کشورهای غربی بدون در نظر گرفتن مبانی اندیشه‌ای و شرایط مختصِ هر کشور وجود ندارد. در نهایت، این مقاله پیشنهاد می‌کند که برای بهره‌مندی از مزایای حکمرانی مطلوب، باید چارچوبی متناسب با ارزش‌ها و نیازهای داخلی طراحی و بومی‌سازی شود تا بتواند در مسیر بهبود ساختارهای مدیریتی و اجرایی کشور اثربخش باشد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی و تحلیل اصول عام روشی و ساختاری حکمرانی متعالی و تعالی‌بخش</title>
      <link>https://aeinehokmrani.iict.ac.ir/article_728277.html</link>
      <description>اصول حکمرانی تعالی‌بخش اسلامی در امتداد مبانی عقیدتی‌ـ‌ایمانی، مبانی فلسفی و منظومۀ ارزش‌ها، مقوِّم منطق عمل و کنش حکمرانی‌اند. ازجمله اصول قوام‌بخش به حکمرانی، اصول عام قوام‌بخش به روش و ساختار حکمرانی‌اند. مقالۀ حاضر سعی دارد، با بهره‌گیری از روش تحلیل مفهومی ـ نظری، &amp;amp;laquo;اصول عام روشی و ساختاری&amp;amp;raquo; برسازندۀ حکمرانی را بر مبنای مبانی مکتب حکمت متعالیه اکتشاف نموده و مورد تحلیل مفهومی و معرفتی قرار دهد. لذا پرسش اصلی مقاله آن است که با ابتنا بر مبانی و اصول حکمت متعالیه، ساختار حکمرانی تعالی‌بخش باید بر مبنای چه اصول روشی و ساختاری‌ای طراحی و عینیت نهادی یابد؟ فرضیۀ اکتشافی این تحقیق آن است که در چارچوب مبانی مکتب حکمت متعالیه، اصول روشی و ساختاری حکمرانی، قابل شناسایی و صورت‌بندی هستند. تبیین بنیاد فلسفی و نظری اصول عام روشی و ساختاری حکمرانی، صورت‌بندی نظری مؤلفه‌ها و مختصات ساختاری حکمرانی و منطق اکتشاف اصول عام روشی و ساختاری و تعیین حدود موضوعی ساختارهای نهادی و محیط متناظر با آن، ازجمله نتایج و نوآوری‌های این مقاله است. همچنین تشخیص شاخصه‌های بنیادین و وضعیت استاندۀ ابعاد موضوعی ساختارهای نهادی در محیط و تحلیل ماهیت اساسی و ویژگی‌های نهاد اندیشنده و خلّاق حکمرانی مردم‌پایۀ متعالی و تعالی‌بخش دستاورد نظری دیگر این مقاله است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>اصول حکمرانی و پیامدهای آن برای نظام اسلامی از منظر نهج البلاغه</title>
      <link>https://aeinehokmrani.iict.ac.ir/article_735916.html</link>
      <description>چکیدهدر اندیشه اسلامی، دین به عنوان برنامه جامع زندگی، نقشی بنیادین در ساماندهی حکومت دارد. این پژوهش با مبنا قرار دادن نهج البلاغه به عنوان مهمترین منبع آموزههای سیاسی-الهی امام علی ، در پی پاسخ به این پرسش اصلی است که اصول بنیادین حکمرانی دینی در نهج البلاغه چیست وکاربرد آنها چه پیامدهایی برای نظام سیاسی اسلامی به همراه دارد؟&amp;amp;raquo; فرضیه پژوهش بر این گزاره استوار است که مبانی حکمرانی در منظومه فکری امام علی صرفاً به احکام عبادی محدود نمی شود، بلکه مبتنی بر عقلانیت، عدالت و اخلاق شکل گرفته و پیاده سازی آنها به مشروعیت پایدار و کارآمدی نظام دینی منجر می گردد. پژوهش با روش توصیفی-تحلیلی انجام شده و یافته ها نشان می دهد که مهمترین اصول حکمرانی دینی از دیدگاه امام علی عبارتند از توجه جدی به‌ بیت‌المال‌ و چگونگی مصرف‌ آن،‌ امر به معروف و نهی از منکر، وحدت‌ و همدلی و شفافیت؛ این اصول که ریشه در جهان‌بینی توحیدی نهج البلاغه دارند، پیامدهای ملموسی برای نظام سیاسی اسلامی در پی دارند که مهمترین آنها عبارت است از تحقق عدالت اجتماعی، نفی خودکامگی و التزام به حقوق مردم، اقامه و برپایی آموزه های دینی و پاسخگویی حکمران به مردم. بنابراین، از منظر نهج البلاغه، حضور دین در حکمرانی نه تنها به مشروعیت الهی آن می‌افزاید، بلکه چارچوبی عقلانی و انسانی برای تأمین سعادت دنیوی و اخروی شهروندان ترسیم می کند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>راهکارهای حکمرانی متعالی برای مقابله با دشمن بر اساس نامه ۶۲ نهج‌البلاغه</title>
      <link>https://aeinehokmrani.iict.ac.ir/article_737301.html</link>
      <description>یکی از مسائل مهم در حوزه حکمرانی دینی، طراحی حکمرانی متعالی برای مقابله با تهدیدهای دشمنان در عصر حاضر است. در این میان، نهج‌البلاغه به‌عنوان گنجینه‌ای بی‌بدیل از حکمت و سیاست اسلامی، می‌تواند چارچوبی بومی و راهبردی ارائه دهد. این پژوهش با هدف تبیین راهکارهای حکمرانی متعالی از منظر امام علی(ع)، به این پرسش پاسخ می‌دهد که بر اساس نامه ۶۲ نهج‌البلاغه، راهکارهای حکمرانی متعالی برای مقابله با دشمن در ابعاد اعتقادی، شناختی، عملیاتی و انگیزشی کدامند؟ روش تحقیق، توصیفی-تحلیلی و داده‌ها با بهره‌گیری از روش «استخراج و طبقه‌بندی مستقیم» تجزیه و تحلیل شدند. یافته‌ها نشان می‌دهد حکمرانی متعالی در منظومه فکری علوی بر چهار محور به‌هم پیوسته استوار است: محور اعتقادی و ارزشی (تقویت ایمان و باور به ولایت)؛ محور شناختی و بینشی (دشمن‌شناسی فعال، مرزبندی روشن و پاسخگویی به شبهات)؛ محور عملیاتی و اجتماعی (بسیج مردمی، حفظ وحدت و مبارزه قاطع با فساد)؛ و محور انگیزشی (تقویت روحیه شجاعت، امید و انتظار مبتنی بر وعده‌های الهی). این محورها در تعامل پویا با یکدیگر، طرحی یکپارچه، فعال و مردم‌بنیاد را شکل می‌دهند که با بهره‌گیری همزمان از سرمایه‌های اعتقادی، شناختی، عملی و روانی، نه تنها امنیت ملی را در برابر پیچیده‌ترین توطئه‌ها تأمین می‌کند، بلکه جامعه را در مسیر تعالی و مقاومت پایدار هدایت می‌نماید. این نگره می‌تواند به‌عنوان چارچوبی راهبردی برای مواجهه حکیمانه با تهدیدهای نوین در عرصه ح</description>
    </item>
    <item>
      <title>حکمرانی کیفری تربیت‌محور در فقه امامیه: ارزیابی انتقادی عدالت ترمیمی بر پایه معیار بازسازی شخصیت مجرم</title>
      <link>https://aeinehokmrani.iict.ac.ir/article_738618.html</link>
      <description>عدالت ترمیمی با بازتعریف جرم به‌مثابه آسیبی به روابط انسانی، ترمیم خسارت و بازسازی روابط میان بزهکار، بزه‌دیده و جامعه را به‌عنوان هدف اصلی عدالت کیفری مطرح ساخته است. با وجود این، تمرکز این رویکرد بر ترمیم روابط، این پرسش را پدید می‌آورد که آیا بدون برخورداری از نظریه‌ای منسجم درباره بازسازی شخصیت مجرم می‌توان به اصلاح پایدار بزهکار و تأمین امنیت عمومی دست یافت؟ پژوهش حاضر با اتخاذ بازسازی شخصیت مجرم به‌عنوان معیار نظری، به ارزیابی انتقادی عدالت ترمیمی پرداخته و ظرفیت الگوی حکمرانی کیفری تربیت‌محور در فقه امامیه را برای ارائه چارچوبی منسجم در این زمینه بررسی می‌کند.پژوهش حاضر با روش توصیفی ـ تحلیلی و رویکرد تطبیقی ـ انتقادی انجام شده است. داده‌ها از آیات قرآن کریم، روایات معتبر، آرای مشهور فقهای امامیه و منابع اصلی عدالت ترمیمی گردآوری و در سه سطح مبانی، ساختار و کارکرد تحلیل شده‌اند.یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد که عدالت ترمیمی، با وجود دستاوردهای مهم در احیای جایگاه بزه‌دیده، تقویت مشارکت اجتماعی و توسعه سازوکارهای جبرانی، فاقد نظریه‌ای نظام‌مند درباره بازسازی شخصیت مجرم است و سازوکارهای آن عمدتاً بر مسئولیت‌پذیری، جبران خسارت و ترمیم روابط اجتماعی استوار است. در مقابل، الگوی حکمرانی کیفری تربیت‌محور در فقه امامیه، با ابتنا بر انسان‌شناسی فطرت‌محور و ساختار ولایت‌محور، بازسازی شخصیت را غایت نظام کیفری دانسته و با بهره‌گیری از نهادهایی مانند توبه، عفو، ستر و تشهیر و نیز اعمال اختیارات حاکم بر پایه مصلحت و اصلاح، میان تربیت مجرم، حمایت از بزه‌دیده و حفظ امنیت عمومی پیوند برقرار می‌کند. بر این اساس، بازسازی شخصیت مجرم می‌تواند به‌عنوان معیاری نظری برای ارزیابی الگوهای عدالت کیفری به‌کار گرفته شود و حکمرانی کیفری تربیت‌محور نیز ظرفیت ارائه چارچوبی منسجم برای سیاست جنایی مبتنی بر فقه امامیه را داراست.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل نظری حکمرانی اسلامی از دیدگاه قرآن در اندیشه شهید مطهری</title>
      <link>https://aeinehokmrani.iict.ac.ir/article_738749.html</link>
      <description>موضوع این پژوهش تحلیل نظری حکمرانی اسلامی از دیدگاه قرآن در اندیشه شهید مطهری است. هدف پژوهش، واکاوی و بررسی «حکمرانی» اسلامی در رویکرد معرفتی، اصیل و در ساختار نظری مستقل خود اندیشمند است. مساله اصلی پژوهش بر تحلیل و بررسی نظری فرآیند شکل‌گیری حکمرانی اسلامی از دیدگاه قرآن در اندیشه شهید مطهری متمرکز است. در این پژوهش، از رویکرد موضوعی و روش مطهری بر پایه تحلیلی از انسان(سوژه اسلامی) و جامعه اسلامی در بستر مفاهیم و پدیده‌های قرآنی، در تحلیل حکمرانی استفاده‌شده است.   در رویکرد اسلامی، مفاهیم قرآنی نظیر رشد و هدایت در تحلیل حکمرانی اسلامی به‌کاررفته است و در عرصه حکمرانی رابطه برهمکنشی، نظام حکمرانی و مردم و نقش اساسی دو عنصر یعنی ساخت رهبری و به‌تبع آن ساخت جامعه و سازماندهی و مدیریت آن، منجر به شکل‌گیری حکمرانی اسلامی می‌شود. در در نتیجه،تمرکز مطهری بیشتر بر استخراج حکمرانی از منابع دینی معطوف بوده و عمده تلاش او  بر تحلیل عنصر «رهبری» در حکمرانی تمرکز داشته است و نسبت به آسیب‌ها و چالش‌های پیش رو  و و نسبت به عدم توفیق در عرصه حکمرانی  اسلامی و نیز حوزه نگران بوده است است و  بر ضرورت توجه به حکمرانی در زمان خود قبل از هر اندیشمندی پی برده بود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>اصول ساختاری حکمرانی سیاسی در قرآن</title>
      <link>https://aeinehokmrani.iict.ac.ir/article_739067.html</link>
      <description>سامان‌دهی کالبد نظام سیاسی و شناسایی اصول بنیادین حاکم بر معماری قدرت بر اساس منابع وحیانی، از مسائل و دغدغه‌های کلیدی در حوزه اندیشه سیاسی اسلام به شمار می‌رود؛ چرا که طراحی یک ساختار حکمرانی کارآمد، نیازمند استخراج قواعد اصیل از متن قرآن کریم است. در همین راستا، پژوهش حاضر با هدف تبیین و ارائه الگویی جامع از اصول ساختاری حکمرانی سیاسی مبتنی بر آموزه‌های قرآن تدوین شده است تا چارچوبی منسجم برای نظام‌سازی سیاسی ارائه دهد. برای حل این مسأله، این مطالعه با بهره‌گیری از روش توصیفی-تحلیلی و با استفاده از رویکرد تفسیر موضوعی، به واکاوی عمیق آیات مرتبط با حوزه حاکمیت، قدرت و اداره جامعه پرداخته است. یافته‌های تفصیلی پژوهش نشان می‌دهد که معماری قدرت در الگوی حکمرانی قرآنی بر یک منظومه پنج‌گانه و متلائم از اصول ساختاری استوار است. در کانون این منظومه، اصل «حاکمیت الهی» به عنوان مبنای مشروعیت و قانون‌گذاری قرار دارد و در امتداد آن، سه اصل «عدالت ساختاری» به مثابه غایت نظام و جهت‌دهنده به توزیع منابع، «شورا» به عنوان سازوکار نهادینه‌ساز خرد جمعی، و «خدمت» جهت تغییر ماهیت قدرت به تأمین منافع عمومی تعریف می‌شوند؛ این شبکه مفهومی در نهایت با اصل «مشارکت عمومی و نظارت همگانی» تکمیل می‌گردد. در نتیجه‌گیری نهایی، این پژوهش اثبات می‌کند که هم‌افزایی این اصول، کالبد نظام سیاسی را به گونه‌ای سامان‌دهی می‌کند که قدرت از ابزار سلطه به امانتی الهی-مردمی تبدیل شده و ساختار حکومت در برابر انحصار، فساد و ناکارآمدی مصونیت می‌یابد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل مولفه‌های آموزش سیاسی در اسناد برنامه درس ملی و معارف اسلامی آموزش‌وپرورش از فرایندهای حکمرانی آموزشی</title>
      <link>https://aeinehokmrani.iict.ac.ir/article_741331.html</link>
      <description>این پژوهش با هدف تحلیل مؤلفه‌های آموزش سیاسی در اسناد بالادستی آموزش‌وپرورش ایران و تبیین دلالت‌های سیاستی آن‌ها از منظر فرایندهای حکمرانی آموزشی انجام شده است. تمرکز پژوهش بر بررسی چگونگی بازنمایی ابعاد شناختی، عاطفی و رفتاری آموزش سیاسی در دو سند &amp;amp;laquo;سند برنامه درس ملی&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;معارف انقلاب اسلامی در برنامه‌های درسی دوره متوسطه اول&amp;amp;raquo; بوده است تا از طریق آن، رویکردهای تربیتی و سیاستی حاکم بر این اسناد مشخص شود.روش پژوهش تلفیقی از تحلیل کیفی و تحلیل محتوای کمی است. واحد تحلیل شامل گزاره‌ها و مفاهیم مرتبط با آموزش سیاسی در دو سند منتخب بوده و شاخص‌ها بر اساس سه بُعد شناختی، عاطفی و رفتاری کدگذاری شده‌اند. تحلیل داده‌ها بر پایه فراوانی حضور شاخص‌ها، شدت تحقق آن‌ها در مقیاس یک تا پنج و جهت‌گیری ارزشی شامل مثبت، خنثی و منفی انجام شد. سپس یافته‌ها در چارچوب تحلیل سیاستی تفسیر شد تا دلالت‌های آن برای الگوهای حکمرانی آموزشی در حوزه آموزش سیاسی روشن شود.یافته‌ها نشان می‌دهد &amp;amp;laquo;سند برنامه درس ملی&amp;amp;raquo; از پوشش نسبتاً جامع هر سه مؤلفه آموزش سیاسی برخوردار است و در بسیاری از شاخص‌ها شدت حضور بالا و جهت‌گیری ارزشی مثبت دارد. این سند با رویکردی جامع، دانش سیاسی را با ارزش‌های ملی و انقلابی و مهارت‌های عملی و رفتاری پیوند می‌دهد و بر تربیت شهروند آگاه، مسئول و مشارکت‌جو تأکید می‌کند. در مقابل، سند &amp;amp;laquo;معارف انقلاب اسلامی&amp;amp;raquo; تمرکز بیشتری بر ابعاد شناختی و ارزشی دارد و در حوزه مهارت‌ها و رفتارهای سیاسی پوشش محدودتری ارائه می‌دهد. تحلیل مقایسه‌ای نشان می‌دهد این دو سند بازتاب‌دهنده رویکردهای متفاوتی در سیاست‌گذاری آموزش سیاسی هستند. نتایج نشان می‌دهد تلفیق جامعیت تربیتی سند برنامه درس ملی با عمق ارزشی سند معارف انقلاب اسلامی می‌تواند مبنایی برای طراحی سیاستی متوازن‌تر در آموزش سیاسی نظام آموزشی ایران فراهم آورد.</description>
    </item>
  </channel>
</rss>
